از
علی مطهری خوشم میآید. چون خود خودش است؛
بیادا و اطوار، بیروتوش، بیتوجه به خوشامد و بدآمد بقیه و «بی»خیلی چیزهای دیگر. جنس مصلحتاندیشیاش هم به کل با نمونههای موجود فرق میکند. حرفش را هم میزند با همه تبعاتش و «وضعیت کنونی»، «سکوت وحدتآفرین» و امثالهم، به هیچش نیست!
ولی الان (دقیقا از دیروز +) خیلی میترسم؛ چون چندان امیدی ندارم که بتواند از زیر بار هجمههای خیلی شدیدتر جدید، نجات پیدا کند. فشارها و هجمههایی که اینبار حسابی اوج خواهند گرفت و رهایش هم نخواهند کرد (این خط |، این نشان!)
•تکمله ۱: چقدر از این آدمها کمند خدا!
•تکمله ۲: یکبار، یکجایی، که با زبان و اجسام سخت(!)، بهش حمله میکردند، جملهای در گوشش گفتم که فکر کنم نشنید و خودم هم نمیدانم از کجایم نشأت گرفت. ولی حالا فهمیدهام. مینویسم یادم نشود:
أَیُّهَا النَّاسُ لَاتَسْتَوْحِشُوا فِی طَرِیقِ الْهُدَى لِقِلَّةِ أَهْلِهِ // اى مردم! در راه هدایت، از کمى اهل آن وحشت نکنید. (نهجالبلاغه، خطبه شماره ۲۰۱)