مسئله این است

آخر این دانشمندان جوان ایرانی چه کار می‌کنند اصلا؟ چرا نمی‌آیند این‌ها را درست و نظام‌مند کنند؟

بجنورد، بروجرد، بیجار، بروجن، برازجان، بیرجند حتی فلاورجان! همه از ریشه [ب].ج.ر؛ مگر اسم قحطی است...

به به چه گلی، هزار ماشالا / چشم دشمناش کور شه ایشالا!

به نظرم گربه آوازخوان (+) از اساس فیلم سیاه‌نمایی است که به ضرب و زور موسیقی شادنما(!) می‌خواهد خود را توجیه کند. فیلم «کامبوزیا پرتو» جامعه کودک را هدف قرار داده و با نمایش فقر و بی‌پناهی [از گربه‌های آواره شهری گرفته تا کودکان غمدار پرورشگاهی] تلمیحی از وضعیت جامعه را به تصویر بکشد که از قضا، به حال و روز این چند سال بی‌شباهت نیست.

از دکتر حسن عباسی، روزنامه معزز کیهان و بقیه اساتید و رسانه‌هایشان تعجب می‌کنم که به پخش این فیلم معلوم‌الحال از شبکه پویا -آن هم در شرایط حساس کنونی که باید حسرت یک «آخ» را با همه فشارهای اقتصادی به دل دشمنان کوردل بگذاریم!- واکنشی نشان ندادند؛ به واقع چرا؟

کیهان و خوانندگان!

متاسفانه چند وقتی است که ستون شیرین و محبوب «گفت و شنود» و همینطور ستون راهگشا و افشاگر «کیهان و خوانندگان» آن صلابت و ملاحت مورد انتظار را ندارند، لطفا مسئولان پاسخگو باشند. | یک خواننده پای ثابت و همیشگی؛ از گودر گرفته تا بلاگ!

به خالد مشعل می‌گویم مبادا بصیرت را از دست بدهید و با طناب اردوغان وارد چاه صهیونیست‌ها شوید. | ۴۶۰۲---۹۱۲ [واقعی]


•تکمله: حالا جدای از این انتقاد سازنده(!) و زیرپوستی و حاشیه‌هایی که برای کاریکاتور موهن(۲) ایجاد شده، در همه روزهایی که گرانی کمرشکن مرغ، تیتر روزنامه‌ها و سایت‌ها بود تا زمانی که افت ارزش ریال، بحران اول جامعه شد، صفحه اول کیهان را روزانه چک می‌کردم؛ دریغ از یک دانه تیتر -ولو کوچک- در صفحه نخست این روزنامه ارزشی درباره قشر مستضعف جامعه، گرانی، تورم و سختی‌های روزگارشان. انتظار بی‌جایی بود البته، ولی خب خواستم با یک تحقیق میدانی، به تعریف دقیقی از «ارزش‌مداری، مردم‌داری و اصولگرایی توأمان با بصیرت مضاعف» برسم... خب رسیدم!

المامورُ معذور

•۱۱ مهر [در حاشیه یا در اصل(؟!) کنفرانس مطبوعاتی هیجان‌انگیز]؛
احمدی نژاد: «بر اساس گزارش یکی از نهادهای امنیتی ۲۲ نفر سرحلقه آشفتگی‌های اخیر در بازار ارز هستند و با توجه به اینکه این افراد مشخص هستند، نهادهای امنیتی باید ورود پیدا کنند.» (+)

•۱۶ مهر [نهادهای امنیتی -که احتمالا رسانه حمایت شونده ندارند- ورود را پیدا کردند!]؛
دادستان تهران: «تاکنون ۳۰ نفر از متهمان اصلی اخلال در بازار ارز کشور بازداشت شده‌اند و تحقیقات از آنان توسط کارشناسان مجرب آغاز شده.» (+)


فکر کنم این ۸ نفر اضافی و اختلافی را با هدف محکم‌کاری گرفته‌ باشند که کار بیخ پیدا نکند خدای ناکرده!

تزریق هیجان در زندگی

جا دارد از همه دست‌اندرکاران کوشا و جان بر کفی که توانستند یکی از مفرح‌ترین، هیجان‌انگیزترین و در عین حال، داغ‌ترین کنفرانس‌های مطبوعاتی، رادیو و تلویزیونی عالم را مدیریت و راهبری کنند، به نوبه خودم تشکر و قدردانی کنم.

محمدرضا حیاتی و همکاران پشت پرده، لحظات خوش و شادمانه‌ای پدید آوردند که بی‌انصافی است اگر مورد تقدیر قرار نگیرند؛ فقط کاش وقت آن خانوم خبرنگاری را که از طرف روزنامه «گسترش صنعت» آمده بود [و بعدا تقش درآمد! (+)] بیشتر کنند...

گشت ارشاد لازم

خبرگزاری محترم فارس [به قول محمود احمدی نژاد: خبرگزاری وابسته به یکی از نهادهای نظامی و امنیتی!] گزارش تصویری منتشر کرده با عنوان «ورزش صبحگاهی پرسنل ناجا در پارک لاله» (+).
خب الان این عکس یعنی چه؟ پرسنل یعنی کی؟ آدم چه بگوید خوب است، خوشت می‌آید؟ آهای خبرگزاری وابسته پاسخگو باش! چرا دستاوردها را زیر سوال می‌بری؟

حس گیری پرسنل

جی‌میل را خدا آزاد کرد!

الیوم استفاده از واژه‌های این تیتر و جمله‌بندی و مفهوم منحصربفردش جز برای این آزادی، جفاست! در هر دهه، فقط یکبار چنین جمله‌ای حق مطلب را ادا می‌کند و [بجا] آفریده و استفاده می‌شود؛ سهمیه دهه ۹۰ همین امروز تمام شد!


تکمله: فکر کنم دچار فوبیای ساین‌اوت شده‌ام! [=هراس از خروج دیجیتالی!] احساس می‌کنم اگر جی‌میلم را ببندم، دیگر نمی‌توانم برگردم و بازش کنم. باید این نوع بیماری را ثبت کرد. خدایا شفا بده... آمین.

زیبایی شناسی

بالاخره و بعد از مداقه‌های فراوان؛
رسما به این نتیجه رسیدم که تماشای تولیدات سرویس «طرح و کاریکاتور» فارس از مطالعه ستون «کیهان و خوانندگان» بسی لذتبخش‌تر و فرحناک‌تر است!

دقیقا نخستین چیزی که به ذهن متبادر می‌شود را تصویر می‌کنند و چه رشک‌برانگیز!!

چه کسی سر شوخی را باز می‌کند؟

خودم خوب می‌دانم که نیروی‌های نظامی، انتظامی و امنیتی شوخی‌بردار نیستند و جایگاهشان محفوظ است و...
ولی خب این عکس‌های ژانگولردار (+) از نیروی زمینی ارتش بعید است؛ قباحت دارد به خدا!

عملیات شمشیر در فضا

یعنی چی؟ رژیم اشغالگر قدس با این حرکات می‌ترسد؟ هول می‌کند و بی‌خیال حمله می‌شود؟
سیرک با حرکات محیرالعقول که نیست، ارتش است!

عملیات آتش در دهان

نکته حیاتی: به خداوندی خدا قسم، از سر دلسوزی و برای اصلاح [یا حتا امر به معروف] گفتم‌ها...

این تذهبون واقعاً؟!

همیشه برایم سوال بوده، که وقتی یک عده با همه توان، برای ناکار کردن یک عده دیگر -جوانمردانه و ناجوانمردانه- تلاش می‌کنند، وقتی با خودشان تنها می‌شوند، چه حسی دارند؟ [تا بحال لذت تلاش برای لت و پار کردن و نابود کردن یکی دیگر را تجربه نکرده‌ام که اینقدر کنجکاوم]

مثلا الان خیلی علاقه‌مندم از حال و هدف برو بچه‌های فارس که همه حمیت و جدیت خودشان را گذاشته‌اند برای بستن یک رسانه دیگر، با خبر شوم. آن هم به بهانه کاریکاتوری که اگر در هفته‌ای غیر از دفاع مقدس دیده شود یا «لیلی با من است» را کسی ندیده باشد، هیچ ربطی به سربند جبهه پیدا نمی‌کند.
همین تلاشگران بی‌ادعا، شب که -به حول و قوه الهی- خبر توقیف روزنامه شرق را تیتر می‌کنند و خوشحال و شاد و خندان از این موفقیت بزرگ به خانه می‌روند، لحظاتی قبل از خواب با خودشان چه می‌گویند؟

الف- آخیش! به وظیفه مان [بستن روزنامه؟] عمل کردیم
ب- تیم بعد!
ج- به حمدالله به تکلیفمان جامه عمل پوشاندیم
د- عجب فرصتی رو تبدیل به گل کردیم 


تکمله ۱: اساتید، باور بفرمایید بستن یک روزنامه در ایران -ابدا- کار سختی نیست! این همه دم و دستگاه و خبر و تیتر «ورود دادستان تهران به ماجرا»، «دادگستری پشت پرده را بررسی می‌کند»، «۱۶۰ نماینده مجلس نامه اعتراض را امضا کردند» و... نمی‌خواهد. چرا خودتان را خسته می‌کنید؟ این کارها خیلی راحت‌تر و بی‌هزینه‌تر از این حرف‌هاست؛ والا اگر استاد رامین یا فلان همزادش بود، تا الان روزنامه موردنظرش را دفن کرده و فاتحه هم خوانده بود و خنده‌زنان رفته بود خانه.

تکمله ۲: واقعا خرسندم که در مملکتی به سر می‌برم که در یک روز می‌تواند این همه اتفاق‌های هیجان‌انگیز و عجیب رو کند (ولو به زور!)؛ مثلا عقلای قوم بگویند تحریم اسکار از آن کارهای خنده‌آور است ولی گوش کسی بدهکار نیست، حتا استاد احمد نجفی هم شانس نداشتن در اسکار را بهانه تحریم کند. یا مثلا طرفداران محسن چاووشی او را تا سرحد جنون، بچزانند، او هم قات بزند و... [تازه همه این‌ها با فاکتور گرفتن دنیای سیاست پدید آمده]

تکمله ۳: این کاریکاتور «مازیار بیژنی» در پاسخ به کاریکاتور «هادی حیدری» که تقریبا به همان اندازه موهن می‌باشد(!) خب این هم از سربند جبهه‌ها، به عنوان دهان‌بند استفاده کرده! فقط مشکل، در فاصله بین چشم و دهان است؟

ریش‌ها و ریشه‌ها

فکر می‌کنم ما (عبارت «قریب به اتفاق» را برای همین‌جا آفریده‌اند دقیقا) قریب به اتفاق ما، سلطان توهم‌ایم، قهرمان وصله پینه کردن، خداوندگار آسمان و ریسمان بافتن. اصلا ارتباط فرا-افلاطونی شقایق خانم و آقا گودرز را برای خودِ خود ما آفریده‌اند.
مثلا قرار است ریشمان را -بدون ریشه- بزنیم(+)، همه تاریخ را شخم می‌زنیم و از همه صفت‌های بالا به نحو احسنت(!) بهره می‌بریم! خب مراسم کی است، کجا؟ این را بگو و خلاصمان کن...

حالا همین خاصیت در همه جا پیدا می‌شود؛ در تحریم [خودجوش] اسکار، کمک [مالی و معنوی] به زلزله‌زدگان آذربایجان، حذف [تحریم‌طور] گوگل از زندگی، تعبیر و تفسیر [خودساخته] از صدای مبهم یک بابا و...

ما خداوندگارانیم، قهرمانان، سلاطین؛ بدون هیچ شک و شبهه!

روز ملی یاهو مبارک

می‌خواستم بنویسم:

«آدم رو که بخان به زور بفرستن بهشت، از در جهنم میزنه بیرون» (نقل به مضمون از فیلم مارمولک).
این دقیقا مثال فیلترینگ جی‌میل بود. آخر آدمی که می‌تواند خودجوش از سرویس‌های مختلف و هنوز فیلترنشده گوگل استفاده نکند، چرا باید به زور چوب [فیلترینگ]، کارش را لوث و بی‌معنا کرد. تازه آن هم با این شکل و شمایل؛ ساعت ۲۰:۳۰ در فلان بخش خبری اعلام کنند و ساعت ۲۲ اعمال!

خب حداقل اگر بنا به حکم و اجبار و دستور است، ۴۸ ساعت قبل‌تر بگویند تا آدم دستش در پوست گردو و بقیه میوه‌ها نماند، زبانش به بد باز نشود، استرس بی‌مطلبی لورده‌اش نکند...
خب همین کارها را می‌کنند که کلمه خودجوش می‌شود طنز سرخود!

ولی دیدم آدم حسابی‌ها، همین نکته‌ها را بهتر و حرفه‌ای‌تر و تأثیرگذارتر نوشته‌اند، بی‌خیالش شدم. فقط نوشتم یادم بماند روز ملی یاهو و بازگشت به گذشته‌ها!

مَردِ و قولش

لحظه‌شماری برای انتشار عکس بدون ریش سعید قاسمی...
با توجه به برآورده شدن وجه اول آرزوی قدیمی‌ام (+)، (+) به منتشرکننده این عکس و همینطور شرکت تولیدکننده تیغ اصلاح مورد استفاده، جوایز مادی و معنوی نفیسی ارائه خواهد شد.

بنده همین‌جا اعلام می‌کنم که در صورتی که ر یا م نیم‌روز زندان بروند، اصلا سیبیلم را بتراشم! [این قول و قرار فقط تا تیر ۹۲ اعتبار دارد]

پاییز سلام!

خدا را صدهزار مرتبه شکر؛ این تابستان هم به خیر و خوشی و سلامتی تمام شد و جنبش آب‌پاشی مملکت را دچار بحران جدی نکرد!

البته جز همین مورد نامیمون و ناراحت‌کننده که [دلِ] بسیاری را به درد آورده...