تیترهای زنجیرهای
«حفره بزرگ خلاقیت» را میتوان -به شدت- در روزنامههایمان احساس کرد. تقریبا همهشان وقتی با یک خبرِ مهمِ واحد مواجه میشوند –با سهلگیری مشخص و امتحان پسداده- به تیترها و عکسهای نازل و تکراری تن میدهند و نتیجه، همین میشود که روی کیوسکها میشود سراغ گرفت؛ آچمز شدن همه روزنامهها در تیترهایی زنجیرهای(!) و کپی کردن ناخواسته از روی دست هم.
در چنین شرایطی راحتترین شیوه برای اغلب روزنامهها میشود اعلام ساده و یک خطی خبر (مثل «روحانی رییس جمهور شد-روزنامه ایران» که باید پس از خواندن تیتر، گفت: عجب!) و پیچیدهترها(!) هم میروند سراغ استخراج تکجملههای مهم تا با توجه به خاستگاه حزبیشان یک موضوعی را مطرح کنند و خلاص. بدون هیچ خلاقیت و نوآوری؛ حتی در حد تیتر!
طبیعی است که برای مخاطب محدود رسانههای مکتوب ما -اصلا- این سوالها مطرح نشود: پس صفحه اول یک روزنامه (یک روز پس از یک واقعه) با خبر 21 تلویزیون (2-3 ساعت پس از همان واقعه) باید چه تفاوتی داشته باشد؟ قرار است چه تحلیل یا زاویه جدیدی پیش روی مخاطبان قرار گیرد که دست به جیب شود؟ خواننده رهگذر چرا باید روزنامهای را از روی کیوسک بردارد که همه خبرهای چند بار شنیده (از رادیو و تلویزیون) و متنهای تختِ چند بار خوانده (از روی خبرگزاریها) را منتشر [در واقع بازنشر] میکند؟ چرا پولِ عزیزش را صرف حرفهای تکراری کند؟ و چه و چه.
حالا اساسا بر «اطلاعات» و «کیهان» و «جمهوری اسلامی» و «کار و کارگر» و «ابرار» و «رسالت» حرجی نیست ولی خب از بقیه روزنامههایی که بهروزترند و هنوز گرد و خاک فرسودگی روی سر و صورتشان ننشسته -کمی- توقع میرفت که در برابر اتفاقاتِ یکسان خوشفکرتر عمل کنند، نه واحد مرکزی خبروار!
برای همینها میشود که یک روزنامه با اختلاف فراوان چشمها را خیره میکند و یکی دیگر، حتی دیده نمیشود، عکس و تیتر یکی خاطره میشود و بیذوقیِ دیگری فرصت پسندیده شدن توسط مخاطب را از بین میبرد و حال و روز مطبوعات اینی میشود که الان هست؛ خسته، خموده، نخواندنی.
آیا امیدی که این روزها در جامعه جریان دارد، به روزنامهها و روزنامهنگاران ما هم تزریق میشود؟ آیا بهار خلاقیت و شجاعت مطبوعات از راه میرسد؟
•تکمله: کنکاش درباره چرایی رخ دادن این اتفاق و گیر کردن همه روزنامهنگاران ما (که باید خلاقترین و پیشروترین صنف جامعه خود باشند) در کلیشهها و تنگناها، فرصت بیشتری میطلبد و حتی در برخی اوقات، توقعی زیادی است. با یک یادداشت هم نمیشود سروتهاش را هم آورد! ولی فکر میکنم دلیل تیراژ خجالتآور رسانههای مکتوب ما، تنها به بیمطالعگی مردم برنمیگردد؛ دلایل بیشتری دارد که یکیاش همین کلیشههاست.
••
•بهترین صفحه اول: با اختلاف فراوان؛ روزنامه اعتماد (عکس و تیتر تنفیذی را هم گذاشته برای صفحههای داخلی)
•بدترین صفحه اول: با احترام به روزنامههای پیشکسوت ذکر شده در بالا -در یک رقابت تنگاتنگ- تقدیم میشود به تهران امروز (برای بیذوقیِ مطلق در انتخاب تیتر اول)

صفحهای براي خودم... و برای از یاد نرفتنیها