تیتر ندارد! -2
یعنی وقت «زمانه قرعه نو میزند به نام شما / خوشا شما که جهان میرود به کام شما» رسیده؟
یعنی وقت «زمانه قرعه نو میزند به نام شما / خوشا شما که جهان میرود به کام شما» رسیده؟
اشتباه نکنید! با ردیف کردن این تصاویر آشنا، قرار نیست پنبه فیلمهای انتخاباتی را بزنم، بلکه از وجوه فیلمسازیاش گلایه میکنم، میخواهم از شدت تکرار بگویم که حتی به بازپخش مستندها -یا بخشهایی از آن- هم کشید. قصد ندارم نمونههای ارزشمند همین مستندهای انتخاباتی در دورههای قبلی را فهرست کنم ولی کاش سازندگان فیلمها، حداقل به اصول مستندها انتخاباتی -ولو تکراری- پایبند میبودند؛
مستند انتخاباتی خوب، یکجورهایی مثل یک گزارش مطبوعاتی خوب است؛ یعنی باید «آغاز غافلگیرکننده»ای داشته باشد، تنه اصلیاش مخاطب را خسته نکند، در استفاده از صدا و تصویر کاندیدا «اسراف»(!) نداشته باشد و سرانجام با «پایان طلایی» مخاطب را به انتخابات و رای به کاندیدای موردنظر ترغیب کند. ولی آنچه من و شما روی آنتن دیدیم، اثری از این ایدهآل داشت؟
•تکمله: پرواضح است که این یادداشت مثل هر نظر دیگری، استثناهایی هم دارد ولی اینجا به کلیت مستندهای پخش شده پرداختم و بیخیال تکخالها.
سرانجام بعد از مدتها تلاش و همراهی، طولانیترین عملیات نجات در دنیا نتیجه داد، از رییسجمهور گرفته تا مقامات بلندپایه کشور همسایه در «کمپ امید» جمع شدند، هزاران خبرنگار، بیرون کشیدن معدنچیان را پوشش دادند و چند برابر آن، نام نجاتیافتگان و پرچم آن کشور در دنیا تکثیر شد. حالا حادثه معدن سنخوزه شیلی، یک خاطره جهانی است، مدخل جداگانهای در ویکیپدیا دارد و هنوز سنگ یادبود آن حادثه در موزهها به نمایش درمیآید.

نمیدانم قیاس معالفارقی هست یا نه -که حتما هست!- ولی همین چند وقت پیش در همین گوشه دنیا، در ظهر یک روز چهارشنبه، چند مأمور شهرداری و آتشنشانی در سايت دفن زباله برمشور شيراز دفن شدند. این چند نفر، وقتی برای کنترل آتشسوزی به محل اعزام شده بودند، رانش زبالهها زيرپايشان را خالي کرد و ۱۳ نفر در زير آواري از زباله گرفتار شدند. ۵ نفرشان خوششانس بودند و همان اول نجات پیدا کردند ولی آن ۷ نفر... (از قصد متن کامل خبر را با جزییاتش نوشتم، چرا که مطمئنم اکثرتان اصلاً از ماجرا خبر ندارید!)
رسانهها سرشان گرمتر از آن بود که به این حادثه تلخ بپردازند، وقت نداشتند تا یک همت جمعی برای نجات حادثهدیدگان ایجاد کنند، فرصت نکردند تا زخم خانوادههایشان را التیام ببخشند. نتیجه اینکه بعد از ۵۵ ساعت عملیات خاموش و از بین چهل هزار تن زباله، جنازههایشان را بیرون کشیدند. دردآورتر اینکه فرزندانشان، روز پدر را در کنار آن کوه زباله، به امید اثری گذراندند. حالا «حسين بهمنپور، پرويز بهمنپور، محمدرضا جنتي، كريم نوربخش، حسين بهروز، عبدالله فولادي، موسي رحيمي» نه جایی در تیترها پیدا کردند، نه سرفصل اتفاقی شدند و نه هیچ مدخلی در هیچ دائرهالمعارفی دارند.
