زمانه
سهم من از همین امروز، از حال و هوای «امروز»ها همین شعر آشناست فقط؛
در این زمانه بیهای و هویِ لالپرست
خوشا به حال کلاغان قیل و قالپرست
چگونه شرح دهم لحظه لحظه خود را
برای این همه ناباور خیالپرست؟
به شبنشینی خرچنگهای مردابی
چگونه رقص کند ماهی زلالپرست
رسیدهها چه غریب و نچیده میافتند
به پای هرزه علفهای باغ کالپرست
رسیدهام به کمالی که جز اناالحق نیست
کمالِ دار برای من کمالپرست
هنوز زندهام و زنده بودنم خاری است
به چشم تنگی نامردم زوالپرست
|محمد علی بهمنی

صفحهای براي خودم... و برای از یاد نرفتنیها