ندیده نویسی!
۲-البته چنان بیدلیل هم نیست! مهم شجاعت و صداقتی است که پیدا نمیشود؛ یکی نیست با صراحت برگردد و بگوید که احسان علیخانی به هر دلیل مگویی و هر دستور از مقام بسیار بالایی، نباید و نمیتواند برنامهای اجرا کند، خب آنتن که نمیتواند خالی بماند! برنامه با نام، دستاندرکاران و هدف جدید شروع میکند. آن وقت هم زحمت، تلاش و خوبی و بدیهای گروه قبلی محفوظ میماند و هم لازم به توجیهاتی از این دست نیست که؛ «برای تغییر فضای تیره و تار و تلخ قبلی کار را دست گرفتهایم، تفکیک جنسیتی، ایجاد فضایی نو و نشاطآور و...» (در گفتوگوی تهیهکننده ورژن علی ضیای ماه عسل با بانیفیلم) و خزعبلاتی از این دست، چنگ زد و هی تلاش کرد که خود را بالا کشید و مطرح کرد.
۳-«اگر مدیر مسئولی، سردبیر را بیرون بیاندازد، نام روزنامه که عوض نمیشود» نمیدانم اگر این جمله را نیافریده بودند با بیانش را مثل مرغ(!) ممنوع کرده بودند، چه استدلالی دست مدیران را میگرفت. غافل از اینکه هویت اغلب برنامههای رادیو تلویزیونی [یا حتا روزنامهها] از آنِ خود آن برنامهسازان [و سردبیر] است، اگر تغییر کند، دیگر آن برنامه، «آن برنامه اصلی» نیست، فیک است، غلط است؛ یعنی برنامه، خود آن روزنامه فرضی است و نه یکی از اجزای آن (پیچیده شد. یاد فیلم هامون افتادم!). گواهش همه برنامههایی که با تغییر یکی از اجزای مهمش (مثلا حتا مجری به عنوان صورت و نه تهیهکننده به عنوان مغز)، ابتر شدند؛ از همین جشن رمضان (بدون محمود شهریاریاش!) بگیر تا گفتوگوی ویژه خبری، از هفت تا حتا دیروز امروز فردا.
•تکمله ۱: حالا این بحث تکراری بماند که تلویزیون ما در ازای حذف این همه مجری (شهیدیفرد، حسنی، علیخانی، نامداری، شهریاری، احمدزاده و...) چقدر در ساخت و تربیت جایگزین نقش و همت دارد. بماند که تا به حال کی و کجا -مردانه- پشت مجریانش در برابر هجمههای سایتها، نهادها و مسئولان مختلف ایستاده؟
•تکمله ۲: اینها را همین روز اولی نوشتم تا بدون دخالت دست(!)، نوع سوژهها، انواع اظهارنظرها، قضاوتها و خیلی «ها»ی دیگر حرف زده باشم. شاید نظرم تغییر کند، شاید پررنگتر شود، شاید... ولی این نقدها، پس گرفتنی نیست!



صفحهای براي خودم... و برای از یاد نرفتنیها